احمد بن محمد ميبدى
5
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
اى جوانمرد ، اگر آسياى بلا بر سرت بگردانند از آستانهء خدمت حقّ بيرون منه قدم ، و جز به رضاى او برنيار دم ، كه عزّت عزّت او است و از ديگران همه ذلّ و عجز و فنا و عدم ! قضا قضاى او است و حكم حكم او است ، حكم ديگران همه ميل است و هوا و ستم ! پير طريقت گفت : خدايا ، اگر تو فضل كنى ، ديگران چه داد و چه بيداد ! و اگر تو عدل كنى ، فضل ديگران چون باد . خداوندا ، آنچه من از تو ديدم ، دو گيتى بيارايد ، شگفت آنكه جان من از تو نمىآسايد ! سوره 18 آيه 1 1 - الْحَمْدُ لِلَّهِ . آيه . خداوند ذو الجلال ، قادر بر كمال ، سزاوار ثناى خويش ، شكركنندهء عطاى خويش ، ستايش خود ، خود مىكند و ثناء خود ، خود مىگويد : كه عزّت خود ، خود شناسد و عظمت و جبروت خود ، خود داند ، آب و خاك به وصف او كى رسد ؟ خدائى كه طاعات با تقصير قبول كرد و جور و جفاى خلق به پردهء فضل خود بپوشانيد ، توفيق طاعت ارزانى داشت و دل را به ايمان و معرفت بياراست ، چون دانست كه آنان از اداى شكر نعمت عاجزند ! و خود را حمد كرد و گفت آن نعمتها كه دادم بىتو قسمت كردم و بىتو حمد آوردم و به حكم دوستى ، از تو نيابت كردم تا احسان و انعام خود بر تو تمام كردم . . . . الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ . آيه . اين آيت عبارت است و اشارت ، عبارت بهرهء اشباح و اشارت نصيب ارواح ، ارواح در سماع ( الَّذِي ) به نشاط آمد و اشباح در سماع ( أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ ) در اجتهاد آمد و راه طلب گرفت . در اين آيت هم تعظيم قرآن است و هم تخصيص مصطفى خاتم پيغمبران ، آنكه قرآن است كلام رحمان يادگار دل مؤمنان و انس و جان عارفان ، و آنكه مصطفى است ايمنى زمين است و زيور آسمان ! قرآن دلها را عدّت است و جانها را تبصرت ، مصطفى رهبان شريعت است و عنوان حقيقت . سوره 18 آيه 7 7 - إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها . آيه . اهل معرفت و محبّت خدا و مشتاقان او همگى زيور و زينت زمين هستند و آنان آفتابها و ماهها و ستارههاى زمين هستند كه چون درخشيدن گيرند ، تابش انوار توحيد در اسرار موحّدان ، جميع آفاق را روشن كند ، كه زينت زمين دوستان خدايند و جهان به آنها آراسته و دلهايشان به نور معرفت افروخته ، اينان علمهاى ديناند و اوتاد زمين ، به نام و نشان درويشانند ، و به حقيقت پادشاهان زمين ايشانند ! هركس سيرت اينان خواهد داستان ايشان در سورهء كهف برخواند : سوره 18 آيه 10 10 - إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ . آيه . ايشان را گفتند در اين غار زويد و خوش بخسبيد و سر ببالين امن نهيد كه ما خواب شما به عبادت جهانيان برگرفتيم . لطيفهاى شنو نيكو : خداوند آنان را در آن كوه ، غارى را پديد كرد و ايشان را در آن غار ايمن كرد چنان كه مؤمنان را در غار گور پنهان و ايمن كرد ، خداوند به آنان در غار رحمت كرد ، چنان كه بر مؤمنان هم در غار گور رحمت كرد ، خداوند آن غار را بر آنان فراخ كرد ، چنان كه بر مؤمنان نيز غار لحد فراخ گردانيد ، خداوند بالاى غار برايشان گشاده كرد تا هوا و نسيم صبا از آنان منقطع نگردد ، چنان كه در روضهء مؤمنان درى از بهشت گشود تا از نسيم بهشت بر ايشان همىوزد . داستان اصحاب كهف : علما و صحابه و تابعين و ائمّهء هدى از قول حضرت علىّ امير المؤمنين ( ع ) نقل كردهاند كه : در روزگار پيشين قومى بودند در زمين روم در شهر ( ترسوس ) « 1 » كه مردم آن شهر بر دين عيسى بودند و تا پادشاهى صالح داشتند روزگار آنها بر نظام ، و بر دين عيسى استوار بودند چون آن پادشاه از دنيا برفت كار آنان نابسامان شد و مردم سر به گمراهى و تباهكارى نهادند ، و بتپرست شدند ، پادشاه آن زمان جبّارى بود متمرّد و كافرى بتپرست دقيانوس نام ، كه گفتند دعوى خدائى كرد ، و مردم را بر طاعت خويش دعوت نمود ، و هركس كه سر در چنبر او نياوردى او را هلاك كردى !
--> ( 1 ) ظاهرا اين شهر در ساحل شرقى مديترانه است نزديك ( انتاكيه ) كه در آن تاريخ از متصرفات روميان بوده .